۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه

آبی بر آتش گلستان

ابرهای اسمان بر دل سوخته ایران زمین گریستند تا ابی بر اتش گلستان باشد.
با این همه از عمق این فاجعه بزرگ ملی چیزی کم نمی شود و دود این اتش تا سالها در چسم ها خواهد رفت.----------------------------------------------
"بخش وسیعی از جنگل‌های اطراف شهر بندری- صنعتی «حیفا» چندین هفته در آتش می‌سوخت. در این ماجرا ۴۱ یهودی کشته شدند. در این آتش سوزی ۵۰ هزار مترمربع و ۵ میلیون درخت از بین رفتند. رژیم صهیونیستی با وجود آنکه مدعی است دارای چهارمین نیروی هوایی در جهان است، نتوانست کاری را از پیش ببرد تا اینکه پس از هفته‌ها ۱۲ کشور امکانات اطفاء حریق خود را به این منطقه صنعتی گسیل کردند و موفق به مهار آتش شدند. این ماجرا یک سؤال جدی را در ذهن یهودیان ساکن فلسطین اشغالی پدید آورد؛ آیا رژیمی که قادر به دفاع از جنگل‌ها نیست، می‌تواند در روز حادثه از جان شهروندان دفاع کند. هزینه این حادثه- بر اساس برآورد هاآرتص- تا سالها قابل جبران نیست"این بخشی از مقاله سعدالله زارعی در روزنامه -فردا- ببخشید "کیهان" است در روز دوشنبه (۲۲ آذر ۱۳۸۹) .
به قول استاد محمد درویش:"در حقیقت، وقتی سوختن ۵۰ هزار متر مربع یا ۵ هکتار از یک جنگل -در اسراعیل-، می‌تواند نشان‌ دهنده‌ی عجز یک دولت در حفاظت از شهروندانش تلقی شود و صراحتاً تأکید گردد که هزینه این حادثه تا سال‌ها قابل جبران نخواهد بود؛ سوختن ۴۰ هزار هکتار از جنگل‌های ایران در طول سال جاری هم باید به عنوان یک نقطه ضعف پررنگ‌تر در کارنامه دولت دهم به شمار آید که انتظار می‌رود جبرانش هم قاعدتاً زمان به مراتب بیشتری را ‌بطلبد."
Read more: http://biaban.darvish.info/archives/7081#ixzz18BBASjXL

۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

منوچهر متكي پر



شمس آل احمد روشنفكري نزديك به حكومت

شمس آل‌احمد برادر کوچکتر جلال، 41 سال پس از مرگ او از دنیا رفت. و چهل و یک سال عمری است.
جلال آل‌احمد وقتی مرد 48 ساله بود. او هنوز به چهل سالگی نرسیده بود که خود را به عنوان نویسنده و روشنفکر مخالف جریان حاکم شناسانده بود. و وقتی جلال از دنیا رفت، شمس نیز نویسنده شده بود و از سفرهایش که گاهی با جلال بود و گاه بی‌او، سفرنامه‌هایی هم نوشته بود. اما شمس بعد از رفتن جلال سرنوشتی را تجربه کرد که شاید برای آنهایی که او را می‌شناختند غیرقابل پیش‌بینی بود.
اندکی پس از مرگ جلال، شمس که دوست و یاور و همراه برادر بود و نوشته‌هایش هم بسیار متأثر از او، کتاب «از چشم برادر» را نوشت که در آن به طور واضح به قتل جلال از سوی حکومت وقت اشاره و اعتراض می‌کند.
آخرین باری که شمس را در خانه‌اش دیدم، تابستان سال 86 بود. هرچند آن موقع هم حافظه‌اش زیاد یاری‌اش نمی‌کرد، اما اولین چیزی که درباره‌ جلال گفت این بود: «وقتی جلال را مرده دیدم فهمیدم....
ادامه مطلب

حسينعلي منتظري فقيه استبدادستيزي بود كه در نيم قرن اخير ايران عمري را در مبارزه با استبداد گذراند و در بيست سال آخرين عمرش ضمن تحمل انواع حصرها و محدوديت ها كماكان مدافع حقوق انسان ها بود. تجليل شايسته و اداي احترام مردم ايران نسبت به اين مدافع حقوق انسان ها درس عبرتي ست براي كساني كه از باورهاي ديني خود؛ نه براي خدمت به مردم بلكه براي سركوب و نقض حقوق آنها استفاده مي كنند.

شيخ! اين نيز نگفته بودي به بودي

آیت الله وحید خراسانی به شدت در مقابل نشان دادن چهره حضرت ابوالفضل در سریال مختارنامه موضع گرفته و گفته اند:«شنیده ام می خواهند، لا اله الا الله، می خواهند قمر بنی هاشم را به نقش هنرپیشه ها درآورند، ... کسی که هر صبح و شب خدا و صد و بیست و چهار هزار پیغمبر به او سلام می کنند این را می خواهند به نقش هنرپیشه ها درآورند.». این مرجع تقلید تصریح کرده است: «خدا نکند چنین غلطی بکنند، آن وقت هر چه پیش آید و هر چه ما بگوییم معذوریم.»«آنچه من شنیده ام که خدا نکند که چنین باشد، غلطی است که می خواهند انجام بدهند که اگر این غلط را انجام دادند، من وظیفه ام این است که به آنها گوشزد کنم، اگر سعادتمند باشند در دنیا بیچاره خواهند شد و اگر اهل شقاوت باشند در دنیا آسیبی به آنها نخواهد رسید ولی آن وقتی که دست بریده حضرت عباس(ع) وارد محشر بشود، کمر همه آنها را خواهد شکست که برای ابد از رحمت خدا محروم باشند.»«اگر چنین غلطی بکنند بدانند که تاسوعای امسال، غیر از تاسوعاهای هر سال است. در اثر این صحبت غلط، باید جوان های غیرتمند فانی در قمر بنی هاشم(ع)، روز تاسوعای امسال، محشری برپا کنند در عزای قمر بنی هاشم(ع) تا بگویند ای دست‌بریده کربلا..! ای فرق سر پاشیده از عمود در راه خدا..! تو، تو بالاتر از اینی.»«اگر چنین غلطی بکنند بدانند که تاسوعای امسال، غیر از تاسوعاهای هر سال است. در اثر این صحبت غلط، باید جوان های غیرتمند فانی در قمر بنی هاشم(ع)، روز تاسوعای امسال، محشری برپا کنند در عزای قمر بنی هاشم(ع) تا بگویند ای دست‌بریده کربلا..! ای فرق سر پاشیده از عمود در راه خدا..! تو، تو بالاتر از اینی.»
هزار هزار موضوع و مسئله و مشکل پیش امد و رفت. شما لایق یک خط نوشته و حرف ندانستی!پس این نیز نگفته بودی به بودی.

آزادی

بر روی دفتر های مشق ام
بر روی درخت ها و میز تحریرم
بر برف و بر شن
می نویسم نامت را.
روی تمام اوراق خوانده
بر اوراق سپید مانده
سنگ ، خون ، کاغذ یا خاکستر
می نویسم نامت را.
بر تصاویر فاخر/ روی سلاح جنگیان/
بر تاج شاهان
می نویسم نامت را.
بر جنگل و بیابان
روی آشیانه ها و گل ها
بر بازآوای کودکیم
می نویسم نامت را.
بر شگفتی شبها
روی نان سپید روزها
بر فصول عشق باختن
می نویسم نامت را.
بر ژنده های آسمان آبی ام
بر آفتاب مانده ی مرداب
بر ماه زنده ی دریاچه
می نویسم نامت را.
روی مزارع ، افق
بر بال پرنده ها
روی آسیاب سایه ها
می نویسم نامت را.
روی هر وزش صبحگاهان
بر دریا و بر قایقها
بر کوه از خرد رها
می نویسم نامت را.
روی کف ابرها
بر رگبار خوی کرده
بر باران انبوه و بی معنا
می نویسم نامت را.
روی اشکال نورانی
بر زنگ رنگها
بر حقیقت مسلم
می نویسم نامت را.
بر کوره راه های بی خواب
بر جاده های بی پایاب
بر میدان های از آدمی پُر
می نویسم نامت را.
روی چراغی که بر می افروزد
بر چراغی که فرو می رد
بر منزل سراهایم
می نویسم نامت را.
بر میوه ی دوپاره
از آینه و از اتاقم
بر صدف تهی بسترم
می نویسم نامت را.
روی سگ لطیف و شکم پرستم
بر گوشهای تیز کرده اش
بر قدم های نو پایش
می نویسم نامت را.
بر آستان درگاه خانه ام
بر اشیای مأنوس
بر سیل آتش مبارک
می نویسم نامت را.
بر هر تن تسلیم/ بر پیشانی یارانم/
بر هر دستی که فراز آید
می نویسم نامت را.
بر معرض شگفتی ها
بر لبهای هشیار
بس فراتر از سکوت
می نویسم نامت را.
بر پناهگاه های ویرانم/
بر فانوس های به گِل تپیده ام
بر دیوار های ملال ام
می نویسم نامت را.
بر ناحضور بی تمنا
بر تنهایی برهنه
روی گامهای مرگ
می نویسم نامت را.
بر سلامت بازیافته
بر خطر ناپدیدار
روی امید بی یادآورد
می نویسم نامت را.
به قدرت واژه ای
از سر می گیرم زندگی
از برای شناخت تو
من زاده ام
تا بخوانمت به نام:
آزادی.
دامه مطلب

۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

جام جهانی قطر، افتخار جهان عرب در سال 2022

ميزباني جام جهاني 2022 به قطر رسيد.اين خبر بيش از آنكه افتخاري براي قطر و جهان عرب باشد مايه سرافكندگي ماست. درد آور و مايه تاسف است. اگر يك ايراني باشنيدن اين خبر گريه كند جاي تعجب ندارد.

مسئولين ورزش ما البته هنوز سرمست از پيروزي در بازيهاي آسيايي چين هستند و خود را مفتخر به كسب عنوان نخست در ميان كشورهاي مسلمان مي داندن و هيچ يادشان نيست كه بيش از سه دهه پيش كشورمان با كسب 34 مدال طلا در بازيهاي آسيايي تهران به كار خود پايان داده و با يك حساب دو دو تا چهارتا ميتوان فهميد كه تا بيست سال آينده هم به جايگاه سي و چند سال قبل نمي رسيم.


از همه ي اينها كه بگذريم در سال 2022 بايد منتظر محو نام persian و ثبت هميشگي arabian در كنار نام آبهاي جنوبي كشور مان باشيم .

خانه ام اتش گرفته

آتش در گلستان دوباره شعله ور شد. علاوه بر ان در مازندران نیز شعله های آتش فروزان است.
اقای محمد زاده رئیس سازمان محیط زیست قرار است برای شرکت در اجلاس ببر به روسيه سفر کند.
ای کاش به روسها میگفت به جای سامانه موشکی چند تایی گلاب پاش. هلیکوپتر. چیزی به ایران مدادند که آتش خانه مان را خاموش کنیم.
کاش صدا و سیما میلی به جای دایه دلسوز تر از مادر برای چجنگلهای استرالیا و امریکا و چوب به مرده خبرهای چرت زدن گزارشی لحظه به لحظه از اتش در خانه میدادند.
بیشتر
مقاله اشکهای طبیعت
جنگل‌هایی که سوخت و آب از آب تکان نخورد

اعدام عاشقي


انگار فقط یکی هست که می‌تواند شب قبل سوار هواپیما شود، ساعت کوک کند تا قبل از طلوع آفتاب بیدار شود، شلوار و پیراهن بپوشد، سوار ماشین شود… و به تماشای حلق آویز شدن زنی برود که وقتی به او دل بست بچه بود اما سال‌ها، به گفته خودش، صبح‌های زمستان زودتر از او بیدار می‌شد تا قبل از او مدتی روی کاسه توالت بنشیند، مبادا که محبوبش، آرزویش، قهرمانش، حس کند آن سرمای بدمصب دم صبح را
وبلاگ ترانه علی‌دوستی
بعضی آدم‌ها طعم از دست‌رفتن نزدیکان‌شان را می‌چشند و بعضی نه.
کسانی که «قربانی» می‌دهند توی دلشان حفره دارند. حفره‌ای که پر نمی‌شود. نمی‌شود. تا دنیا دنیاست پر نمی‌شود. مادر من همیشه می‌گوید: «فقط مرگ است که چاره ندارد.» چاره نداشتن با دل انسان جور نمی‌شود هرگز. آدم زیر بار بیچارگی دل‌تنگی عزیزش، فکر از دست دادن عزیزش، تصور به زمین افتادن عزیزش، خم و کهنه و کوچک می‌شود. همه این را می‌دانند. اما همه این را نمی‌فهمند. نمی‌شود فهمید، چون توی چشم آدم داغ دیده نمی‌شود نگاه کرد. بعید است که بشود و تا چشم‌های کسی را نبینی راه پیدا نمی‌کنی به جاده‌ها و گذرها و کوچه پس کوچه‌های دلش.
بعضی آدم ها ....ادامه مطلب

از روزولت تا ایزن هاول

ژنرال آيزنهاور 29 نوامبر 1952 در نخستين مصاحبه عمومي اش پس از انتخاب شدن به سمت رئیس جمهور آمریکا گفت: گمان نمي كنم منطقه اي مهمتر از ايران روي نقشه جغرافيايي جهان وجود داشته باشد؛ ايران داراي نفت است و هم در چهار راه جهان واقع شده است.نباید وضعیتی پیش آید که ایران به گذشته دور خودبازگردد و یک قدرت نظامی شود. وای به وقتی که میلیتاریسم ایرانی زنده شود؛ بروید تاریخ این کشوررا بخوانید تا متوجه حرف من بشوید.آيزنهاور نزدیک دو ماه بعد زمام امور آمريكا را به دست گرفت.
چرچيل نخست وزیر وقت انگلستان از اين مصاحبه آيزنهاور استفاده كرد، به واشنگتن رفت و به استناد اين اظهار ايزنهاور آنقدر به گوش او خواند تا موافقت كرد كه در براندازي دكتر مصدق كمك كند و چند ماه بعد ماجراي 28 امرداد روي داد. چرچيل به آيزنهاور گفته بود كه اگر حكومت مصدق يك سال ديگر دوام يابد، پيش بيني او (كنار آمدن تهران و مسكو) عملي خواهد شد
------------28 نوامبر سال 1943 روزولت، استالين و چرچيل رهبران سه کشور آمريکا، شوروي و انگلستان مذاكرات چهار روزه خود را در تهران آغاز كردند تا استراتژي مشترک «پس از جنگ» را تعيين کنند.در اعلاميه (علني) پاياني مذاکرات، سه رهبر بار ديگر استقلال و حاکميت ايران را تضمين و تاکيد کردند که پس از جنگ، نظاميان سه کشور ايران را ترک خواهند گفت. در اين اعلاميه از ايران به عنوان يكي از كشورهاي متفق نام برده شده بود و بكار بردن اين عبارت به اين معنا بود كه ايران از آن پس يك كشور اشغالي نيست، متحد است و حاكميت ملي دارد.
سران سه کشور شاه را که جواني 23 ساله بود براي دو - سه دقيقه پذيرفتند که ضمن بيان خير مقدم به آنان، درخواست کرد که تبعيدگاه پدرش را تغيير دهند زيرا که آب و هواي جزيره موريس براي او سازگار نيست. اين درخواست پذيرفته شد و رضا شاه به يوهانسبورگ آفريقاي جنوبي انتقال يافت و در همانجا درگذشت.

بهترين مدير جامعه از ديدگاه فارابي و طرز انتخاب او


طبق منابعي كه در دست است از جمله نتيجه تحقيقات پروفسور ديويدسون، ابو نصر (محمد) فارابي بنيادگذار دمكراسي اسلامي 25 نوامبر سال870 ميلادي (259هجري خورشيدي) در شهرك فاراب در خراسان بزرگتر به دنيا آمد.از فارابي 117 كتاب و رساله از جمله كتاب معروف «مدينه فاضله» باقي مانده است. اين آثار در همه زمينه ها از جمله موسيقي است. وي بر همه دانش عصر خود به ويژه فلسفه، رياضيات، ادبيات و چند زبان خارجي مسلط بود و به همين لحاظ به «معلم ثاني» ملقب شده بود. مورخان اروپايي وي را از طبقه فلاسفه «نئو پلاتونيست = افلاتونيان نوين» مي دانند كه تحصيلات خود را در بخارا، كانون فرهنگ ايراني و ادبيات فارسي آغاز كرد و به تكميل آن در بغداد، حلب و دمشق پرداخت. در زمينه دمكراسي، وي بمانند افلاتون و ارسطو نگران سوء استفاده از انتخابات در يك حكومت مردمسالاري بود.
در نظر فارابي بهترين زمامدار بايد يك مرد فكر و عمل (دانا و توانا)، قادر به ترغيب و رهبري ديگران، داراي توان فراوان در تفكر و قواي دماغي و خرد كامل و به حدكافي نيرومند باشد كه بتواند در لحظه لازم، فرمان جنگ دهد. از شرايط ديگر زمامدار آگاهي كامل از تجربه گذشتگان، جغرافيا، اصول و قوانين است (منظور؛ رسوم و قوانين كلي و طبيعي، نه قوانين موضوعه)؛ به گونه اي كه بايد به مثابه يك دائرةالمعارف متحرك باشد و شرايط عدل و داد و قدرت اعمال خردمندانه آن نيز در او جمع باشد.
فارابي گويد كه اگر چنين فردي با اين شرايط ويژه يافت نشود، تا زمان پيدايش او، حكومت بايد به يك شورا مركب از افرادي سپرده شود كه مجموع آنان اين كيفيت را داشته باشد. با اين بيان، فارابي با نامزد شدن هركس براي زمامداري مخالف است؛ مگر اين كه شرايط لازم را داشته باشد. فارابي يافتن چنين فردي را برعهده بزرگان، آگاهان و دلسوزان جامعه گذارده است. به اين ترتيب، اين مردمند كه بايد بروند و بگردند و براي خود زمامدار واجد شرايط لازم بيايند و انتخاب كنند، نه اين كه (همانند دمكراسي هاي ناقص فعلي) متقاضيان بروند و از مردم بخواهند كه به آنان راي بدهند تا زمامدار شوند.
به تفسير اصحاب نظر، فارابي انتخابات دو مرحله اي را پيشنهاد كرده است و انتخابات مستقيم را نپذيرفته است. انتخابات دو مرحله اي از نظر فارابي اينست كه در مرحله اول؛ آگاهان، پاك نظران و دلسوزان جامعه از ميان داوطلبان و يا به دعوت خود افرادي را برگزينند و به جامعه معرفي كنند و در مرحله دوم؛ مردم از ميان اين افراد گزينش شده و واجد شرايط مديريت يكي را انتخاب كنند و در اين مرحله، شرط انتخاب شدن به دست آوردن اكثريت آراء است (نظر فارابي درست عكس قاعده اي است كه در آمريكا به آن عمل مي شود). به نظر فارابي، يك جامعه با انتخاب زمامدار خوب براي تمشيت امور؛ رفاه و پيشرفت و سعادت خود را تضمين خواهد كرد.فارابي سفر بسيار كرد و در 80 سالگي بسال 950 ميلادي (339 هجري) در دمشق در گذشت.
وي هرگز ازدواج نكرده بود.
ابونصر فارابی - ویکیپدیا منبع 2

همایش روز جهانی فلسفه ...


ایران برای نخستین بار میزبان همایش روز جهانی فلسفه شد. اگرچه سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد( یونسكو) با فشار های سیاسی و بین المللی از مشاركت در برگزاری آن كناره گیری كرد.
نخستین روز همایش جهانی فلسفه در حالی آغازشد، كه صبح تا ساعت 14 مسئولان همایش به دستور دفتر رئیس جمهور از حضور خبرنگاران و عكاسان رسانه ها ممانعت كردند. از مراسم افتتاحیه كه بگذریم نشست های تخصصی از ساعت 14 آغاز شد.
آیا حرفی تازه زده خواهد شد؟
اگرچه همایش روز جهانی فلسفه محمل خوبی برای تبادل فكر استادان فلسفه ایرانی در عرصه‌های مختلف از قبیل اخلاق، فرهنگ، زندگی روزمره و حوزه عمومی است، اما این پرسش باقی است كه آیا می توان یا باید از چنین همایشی توقع حرفی تازه داشت؟
اين هم دو خبر از حاشيه هاي كنفرانس فلسفه:
1: كیهان: سیدحسین نصر، مأمور پنتاگون است!
2: روز اول همایش فلسفه:اعتراض به سخنان مجتهد شبستری/ دكتر نصر نیامد

۱۳۸۹ آذر ۲, سه‌شنبه

ولت


«ولتر» از بزرگترين فلاسفه، نويسندگان، طنز گويان و روشنگران اروپا 21 نوامبر سال 1694 ديده به جهان گشود. نام او «فرانسوا ماري آرووت» بود كه اسم مستعار «ولتر» را براي خود انتخاب كرده بود و آثارش را به اين نام نوشته است. ولتر در 23 سالگي به خاطر طنزي كه نوشته بود يازده ماه از عمر خود را در زندان باستيل گذرانيد و در سال 1726 به خاطر نوشتن طنزي ديگر به انگلستان تبعيد شد و سه سال در آنجا بود. در سال 1734 دوباره او را از پاريس تبعيد كردند. با وجود اين، در سال 1749 به دعوت فردريك قيصر پروس (آلمان) به آنجا رفت و سالها معاشر وي بود .
ولتر سرانجام در سال 1759 در فرانسه در نزديكي مرز سويس جايي را براي خود خريد و نامش را «فري» گذارد كه پاتوق و مركز تجمع روشنفكران اروپا شده بود. وي در 83 سالگي به پاريس باز گشت و چنان استقبالي از او شد كه از ذوق زدگي بيمار شد و چندي بعد در سال 1778 (و در آستانه انقلاب) در گذشت.

28 اثر مهم از ولتر به يادگار مانده است كه دو اثر او «فرهنگ فلسفي» و «كانديد» معروفترند.


ولتر بيش از هر كس ديگر از آزادي انديشه و بيان و تحمل ديگران دفاع کرد. ولتر مي گويد كه بدون آزادي انديشه و بيان، انسان موجودي بدون روح و روان، و زندگاني اش جسماني (مانند ساير جانداران) خواهد بود.
ولتر بيش از هر نويسنده اي ديگر بر ضد قلدري و زور گويي و استبداد نوشته است .وي ضد رومانتيسيسم و حامي حقيقت نويسي بود. ولتر ثابت كرده است كه جنايات بزرگ نتيجه خود خواهي و جاه طلبي افرادند و اين جنايات قابل مقايسه با خلافهاي آدمهاي كوچك نيستند؛ كوچكها تنها برابري و آزادي را مي جويند و بزرگها همه چيز را مي خواهند و اگر همه دنيا را هم به ايشان بدهند باز هم مي خواهند و حرص مي زنند.
ولتر در باره نظامهاي حکومتي مي گويد: خوبي نظام به رئيس آن و مديرانش بستگي دارد نه به نوع آن. نظامهاي جمهوري اگر رئيس و مسئول خوب نداشته باشند از نظامهاي سلطنتي بدترند. هر نظام جمهوري لزوما يك دمكراسي و يا عاري از ظلم نيست. به نظر ولتر، ميزان دمكراسي يك كشور متناسب است با رشد سياسي مردم و آگاهي آنان از دمكراسي و دلسوزيشان براي رعايت آن. وي گفته است که دمكراسي در كشور هاي كوچك، ايالت و شهر موفق تر است.
اين جمله ازوست: واي به روزي كه نظام قضايي يك كشور ضعيف و نفوذ پذير باشد و يا از سوي عواملي تضعيف شود و ....

منبع

۱۳۸۹ آبان ۲۶, چهارشنبه

مختار نامه و رسانه م..ل..ی


مثل انكه رسانه ميلي عادت كرده است كه تمام شيريني ها را تلخ و واقعيت ها را وارونه و روايت هاي روشن تاريخي را به ميل خود تفسير كند.
اين بار سريال زيباي مختار نامه و كار گرانقدر داود ميرباقري دستاويز تفاسير مسموم و شبيه سازي هاي تاريخي نا موزون و جفاي به تاريخ و شخصيتهاي تاريخي و فعلي قرار گرفته است.
نمونه ان ميزگرد هايي است كه طي چند شب گذشته پس از پخش سريال مختار نامه جهت تفسير شرايط تاريخي قیام مسلم ابن عقیل برقرار مي شود و در ان مجري مرتب اقدام به قياس تاريخي و شبيه سازي مي نمايد.با اين اقدامات چيزي كه به دست نمي اورند ان اندك اعتماد ماقي مانده را نيز در برابر باد قرار مي دهند.
اگر به مردم اگاهی داده شود خود انتخاب صحیح را خواهند نمود نیازی به شبیه سازی نیست.